دلم ب نوشتن نمیره....فقط میگم لعنت ب لحظه هایی ک باید باشی و تو بغل اونی.....لعععععععععععععععننننننننننننننننننننتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
برچسب: نیست در شهر نگاری,نیست کند هست کند,نیست که نیست,نیست بر لوح دلم,نیست انگاری,نیست خدا,
نویسنده: کسری یزدانی